حرمت شیشه...
شب را به آخر نرسان!حرفت را همين حالا بگو،حرف تو حرف من است و حرف تمام بي گناهان ستم ديده که چگونه ظلم را باور کرده اند و ديگر محبت را برايشان آشنايي نيست...آري،شب وقت همين حرفهاست...روز براي تو تيرگي است! و شب تنها وقتي ست براي اشک ريختنت و ياد خدا کردنت که فراموش نميکند هرگز تو را...صداي تو گوشي را کر نخواهد کرد اما...درد تو کافيست تا روياها را پوچ نگارد. و ثابت کند که رويا،دروغ است همانگونه تو گفته اي،و من نيزميگويم "دروغ است!"...خرد شدي...مي دانم.درست اوج لذتت به نفرتي عميق مبدل گشت و همه منفور جلوه ميکنند در نگاه تو و حال تنها روياي تو رهايي از اين تيرگي هاست و نه بيشتر!چقدر دردناک است وقتي ميبينم تو اينقدر قانع هستي و تنها به سکوتي راضي...دل پر از درد است که اينگونه از آن بر مي آيد و سخن فراوان مي چکاند تنها براي آرامش تو و نه تکرار آن لحظات نه چندان کهنه!امروز تو شايد فرداي من باشد...بايد ميفهميدم که منظورت از سکوت پرمعنايت چيست!آري،تو خود ميداني که فردا يا ساعتي و لحظه اي ديگر اميدي داري براي مرگ...و نجات از اين همه جور و ستم که بر تو روا نبود اين نابرابري...نه مادري براي بوسه هاي قبل از خوابت و نه پدري براي آرامش شبهايت،نه برادري براي فخر فروشي به دوستانت و نه خواهري براي لجبازي هاي شيرينت...و سرنوشتت درست نقطه ي عطفي شد از روياي داشتنشان تا حقيقت موج طوفان نداشتنشان!از تو ميخواهم خدا را ياد کني...او تو را فراموش نخواهد کرد..دوستت دارد...خدايت را فراموش نکن...نبينم لحظه اي شرک به او،راه به ظاهر درست تو باشد! نه...نه اينگونه نيست،او عادل است...خداي تو خداي من است و خداي همه ما...زيبا نگارمعصومم، چشمان تو ،نگاه تو ،اشک پاک تو،روزي غرق ميکند آن کوردلان از قبل پدر نداشته را و تو به آرزويت مي رسي...ميدانم..انتقام حق توست و ميخواهي قصاص کني همانگونه که برابر با ظلمشان است،اما پاک بمان و تنها خدايت را به ياد آر که او انتقامت را خواهد گرفت از تمام تيرگي ها و پستيهايي که گلهاي زيبايي مثل تو را چنين پرپر کردند...اگر خدا عادل نبود،بهشتي زيبا براي تو وعده نميداد...تو غرورت را نگهدار،چرا که تن تو اسير تيرگي شد نه روح پاک و غرور ساده ات...
-- گريه کن... و اعتماد نکن حتي به آنکه،زيبايي تو را به ظاهر خواستار است،شايد دشمن اصلي تو همان باشد...اشکت را خودت پاک کن...اجازه نده با تو بازي کنند،حرمتت بالاست و آبرويت ارثي از مردانگي پدرت،عطوفت مادرت،پاکي خواهرانت و غيرت برادران توست...
روز تولدت را به یاد آر،تولدی دیگر در پیش است...
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 19:40 توسط مجتبی
|
با سلام